- تو را مي خوانم :
تو را مي خوانم و تو را با تمام حنجره ها فرياد مي زنم –
اي عابر كوچه هاي بي كسي ام چرا ديگر قدم در چشمانم نمي گذاري –
چرا مي خواهي در اين خزان سكوت پشت اين پنجره چشمانم يخ بزند –
چشمانم تمام وجودت را زمزمه مي كند درون غار تنهايي ام –
براي دوريت دلواپسي ترين ثانيه ها را سپري مي كنم تو را مي خوانم در اين برهوت غم ثانيه اي همدم من باش زير پاهايم غم سبز شده –
چشمانم را هنوز در مسير راهت قرباني مي كنم تو را مي خوانم –
چرا نمي آيي تو را مي خوانم.
- چند دو بيتي :
دمي با من نشين اي يار زيبا
دمي با من بساز بر تخت ديبا
كنم تاج و خراج ملك اين دل
فداي مهر و عشق يار زيبا
گل و بلبل فداي روي دلبر
به روي شانه هاي موي دلبر
نمي خوابد دمي چشمان عاشق
رسيده بر مشام بوي دلبر
تو سبزي چون بهار فصل شادي
تو زيبايي چون گل در نقش قالي
ز عطر گل به مو هايت نيفشان
كه من مستم از آن چشم بهاري
همه مستن كه دشتستون بهاره
گل و بلبل به سبزه بي قراره
به شمكاره جوانون شاد و خندون
به دلهاشون هميشه نو بهاره
تو نخلستاني و خرماي كوكاب
تو در آب پخشي و شهري پر از آب
مرا از لطف خويش شرمنده كردي
من آن شمكاره اي كه كردي بي تاب