تبليغاتX
(هر چه دل تنگت بخواهد)

(هر چه دل تنگت بخواهد)

عکس,بیوگرافی,ترانه برای دانلود,لطیفه,smsوموضوعات عاشقانه و...

با سلام امروز یه عکسی براتون گذاشتم که آگر بخونید شما هم متحول میشید.............

امروز برای یه کاری داشتم از کنار مدرسمون رد میشدم وقتی به ویترین مدرسه رسیدم........به این عکس برخوردم...........من که واقعا متحول شدم...........حالا شما بگید نظرتون چیه.........در مورد نماز.....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 10:30  توسط محمد  | 

من وتو (جدید)

- در غریبانه ترین لحظه های تنهایی خویش- چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج می زند به تو خواهم بخشید تا هیچگاه به پاکی احساسم شک نکنی.

 

-من از چشمان خود آموختم راز محبت را که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید.

 

-محبت گنج نایابی است که تنها با یکی شدن دلهای آدمیان می شود آن را از آن خود کرد.لحظه ای زندگی گاه ابری است همچون باران-گاه همچون چشمه آب زلال  و گاه پر تلاطم همچون دریا.

 

-محبت مثل سکه می مونه که اگه بیفته تو قلک قلبت- نمیشه درش آورد اگر هم بخواهی درش بیاری باید اون را بشکنی.

 

-خنده ی تلخ آدم ها همیشه از دلخوری نیست.گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست-گاهی دلی اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره-یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره.

 

-چرا ما آدم ها وقتی با هم هستیم خوشحالیم ولی وقتی با هم قهر میکنیم حتی حاضر نیستیم که یه شاخه گل بدیم تو دستهای هم؟

 

-عشقت را نثار کسی کن که لیاقت آن را داشته باشد نه تشنه ی آن باشد چون هر تشنه ای روزی سیراب میشود.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 15:18  توسط محمد  | 

نظر

سلام دوستان عزیزم .................

ببخشید یه مشکلی برای وبلاگم پیش اومده لطفا اینجا نظراتتون را بدید.........

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:49  توسط   | 

من و تو

-        رنگين كمان پاداش كساني است كه تا آخر زير باران مي مانند.

-        هميشه تو يك ارتفاع از جو ديگه اي ابر وجود ندارد اگه يه وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه ي كافي اوج نگرفتي.

-        بهت نمي گم دوست دارم قسم مي خورم دوست دارم.

بهت نمي گم هرچي بخواي بهت مي دم چون همه چيز من تويي .

نمي خوابم كه خواب تو ببينم چون خيال تو خوش تر از خواب است.

اگر يه روز چشمت پر از اشك شد دنبال شانه اي گشتي تا گريه كني صدام كن.

قول نمي دم اشكاتو پاك كنم ولي من با تو گريه مي كنم.

-        شايد محبت تك ستاره اي  ناشناخته  در گوشه اي از آسمان بي كران است . دوري سخت است اما انتظار از آن سخت تر است و جدايي از آن سخت تر.

-        ديشب هزار و يكمين نامه ام را به ياد تو براي خدا نوشتم .من برايش نوشتم  عمر ابدي اگر مي خواهم . براي خودم نيست مي خواهم كه نميرم كه يك روز به جاي تو بميرم .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:14  توسط محمد  | 

دل نوشته ها

-     تو را مي خوانم :

تو را مي خوانم و تو را با تمام حنجره ها فرياد مي زنم اي عابر كوچه هاي بي كسي ام  چرا ديگر قدم در چشمانم نمي گذاري چرا مي خواهي در اين خزان سكوت  پشت اين پنجره چشمانم يخ بزند چشمانم تمام وجودت را زمزمه مي كند درون غار تنهايي ام براي دوريت دلواپسي ترين  ثانيه ها را سپري مي كنم  تو را مي خوانم در اين برهوت غم  ثانيه اي همدم من باش  زير پاهايم غم سبز شده چشمانم را هنوز در مسير راهت  قرباني مي كنم تو را مي خوانم چرا نمي آيي  تو را مي خوانم.

-     چند دو بيتي :

دمي با من نشين اي يار زيبا

دمي با من بساز بر تخت ديبا

كنم تاج و خراج ملك اين دل

فداي مهر و عشق يار زيبا

 

گل و بلبل فداي روي دلبر

به روي شانه هاي موي دلبر

نمي خوابد دمي  چشمان عاشق

رسيده بر مشام بوي دلبر

 

تو سبزي چون بهار فصل شادي

تو زيبايي  چون گل در نقش قالي

ز عطر گل به مو هايت نيفشان

كه من مستم از آن چشم بهاري

 

همه مستن كه دشتستون بهاره

گل و بلبل به سبزه بي قراره

 به شمكاره  جوانون شاد و خندون

به دلهاشون هميشه نو بهاره

 

تو نخلستاني و خرماي كوكاب

تو در آب پخشي و شهري پر از آب

مرا از لطف خويش شرمنده كردي

من آن شمكاره اي كه كردي بي تاب

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:0  توسط محمد  | 

دل نوشته ها

نگاه تو:

- باران وقتي آرام مي گيرد كه  به زمين برسد موج  وقتي آرام مي گيرد كه به ساحل برسد و من وقتي آرام مي گيرم كه به تو برسم. من مي خواهم پنجره ي دلم را به روي تو بگشايم  تا بوي نفسهاي تو فضاي دلم را آكنده كند و تو خوب مي داني كه روزي خواهم آمد.

شراب گريه:

-     واقعا تحملي مي خواهد كه اين همه با مهر از كنار كهنه ترين كلمات دل بگذري به كوچه بيايي و باران باز با تو از شراب گريه كند.

بي تو مي شكنم :

-     در هواي سرد تو نيستي كه گرمم كني با بودنت سرما را حس نمي كنم وقتي مي روي يخ مي زنم زود مي شكنم اونوقت ديگه آفتاب دشمن من ميشه چون آب مي شم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:47  توسط محمد  | 

من وتو

- بیا زندگی را بدزدیم و میان دو دیدار قسمت کنیم . مهربانی را ببخشیم . خورشید را دعوت کنیم .

- عشق مانند عابری است که  گاه خود را به کوری می زند تا تو خیابان عبورش دهی بی آنکه بدانی عبورت داد.

- وقتی قلب من را شکستی هیچ کس حتی آخ هم نگفت ولی حالا تو را بیشتر از قبل دوست دارم چون حالا هر تکه از قلبم  تو را جداگانه دوست دارند.

- عشق قدم زدن و خیس شدن زیر باران نیست . بلکه آن است كه یکی چتر شود ودیگری نفهمد چرا خیس نشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10:52  توسط محمد  | 

نظر

Cartoon Glitters # 230116دوستان عزيزم نظر يادتون نره ها....Cartoon Glitters # 230116
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:7  توسط محمد  | 

سکوت

- بگذار ماه

- بر خاموشی ات بتابد

- باور کن

- تو می توانی

- خانه ای داشته باشی

- که از دریچه ی آن

- چشم بدوزی

- به ستاره ای که

- خودت اختراع کرده ای  

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:58  توسط محمد  | 

i love you

دلم مي خواست بارون قلبت بودم از آسمان چشمات سراريز مي شدم هميشه دوست داشتم گرمي نگاهت را حس كنم - افسوس كه نگاهي نيست...

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:53  توسط محمد  | 

تنهايي

- من خالي دلم را پر كرده ام ز پاكي

- اي مهربان تريم از من مباش شاكي

- دست دعا گرفتم  بر جناب تو اي دوست

- دل بسته ام هنوز هم بر جاده هاي خاكي

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:45  توسط محمد  | 

غزل ۱

غزل   ۱
 
الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها
 
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
 
 
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشايد
 
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل‌ها
 
 
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
 
جرس فرياد می‌دارد که بربنديد محمل‌ها
 
 
به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
 
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
 
 
شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل
 
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
 
 
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشيد آخر
 
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
 
 
حضوری گر همی‌خواهی از او غايب مشو حافظ
 
متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و اهملها
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:35  توسط محمد  | 

با حافظ...

چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشـــــــــــا آورد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
 
 
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:34  توسط محمد  | 

من وتو

- کاش می شد اشک رل تهدید کرد -مدت لبخند را تمدید کرد - کاش می شداز میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک تر کرد.

- آدمی  ساخته ی افکار خویش است . فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشید.

- کسی که خواب است می شود بیدارش کرد ولی کسی که خود را به خواب زده است نمی شود بیدارش کرد.

- آدم یه روز به دنیا می آید یه روز هم از دنیا می ره . فرق بین دیروز وامروز تنها به اندازه ی یک نفس است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:18  توسط محمد  | 

اهالی احساس

- حالا که خوب می دونی برات بی قرارم

- به شوق دیدن تو  اشکامو کم می آرم

- باز می خوای بمونم همیشه چشم به راهت

- با دوتا چشم گریون در حسرت نگاهت

- حرف های مهربونت نگاه پرغرورت

- خطوط چشم های تو قشنگی سکوتت

- همه حرف ها رو گفتی شاید هنوز تو خوابی

- خواستم فقط بدونی نگفتن بی وفایی

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:11  توسط محمد  |